...
در گفتارها نظر خود را در باره دین و سازمان رسمی متولی آن و نیز آمال خود نسبت به آینده چنین بیان می کند:


"ما ایتالیایی ها، لامذهبی خود را مدیون رم و کشیشان هستیم. کلیسا کشور ما را هنوز در حال تجزیه نگاه داشته و مسلماً هیچ کشوری نمی تواند هرگز به مرحله وحدت رسد و شاد باشد مگر آنکه کاملاً مطیع یک حکومت گردد، خواه آن حکومت جمهوری باشد یا سلطنتی چنانچه در فرانسه و اسپانیا ملاحظه می شود و تنها علت وسببی که ایتالیا واجد آن حال نگشته و تابع یک حکومت جمهوری یا سلطنتی نیست، همانا کلیساست .... کلیسا نه آنقدر قوی است که بتواند بر تمام ایتالیا حکومت کند و نه به قدرت دیگری اجازه انجام این مهم را می دهد و همین نکته موجب آن است که ایتالیا هیچگاه قادر به انجام وحدت در قیادت یک زمامدار نگشته و همیشه در قید زنجیر عده ای از شاهزادگان و اشراف باقی مانده که آنقدر موجب انحطاط و تنزل و تضعیف آن گشته اند که نه تنها صیدی در برابر بربرهای نیرومند قرار گرفت بلکه در معرض تجاوز هر کس است که یک روز میل کند به ایتالیا حمله و تجاوز کند."

ماکیاولی چشم به راه یک منجی مقتدر است تا ایتالیا را از پراکندگی نجات دهد و دست کم مقام و منزلت آن را به سطح فرانسه و اسپانیا برساند و هنگامی که خاندان مدیچی به قدرت بر می گردد و فلورانس را مقتدرانه تحت حکم می آورد، امید نجات ماکیاولی به آنان عطف می شود.

...

برگرفته از کتاب " از دنیای شهر تا شهر دنیا" اثر سید محمد خاتمی
صفحات 189 و 190

--