شاید بعضی از شما، این مطلب رو شنیده باشند، اما با هر بار شنیدنش، حس عجیبی به آدم دست میده. فقط جهت تلنگری بود...

از آیت الله اراکی نقل شده، شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید!؟
با لبخند گفت: خیر!!
سؤال کردم: چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی!!؟
گفت: نه!
با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست!!؟
جواب داد: هدیه مولایم حسین است !!
گفتم: چطور!؟
با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند، چون خون از بدنم می‌رفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید!!
ناگهان به خود گفتم: میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی!!؟ پس چه کشید پسر فاطمه!؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود...!
از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد...
آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت: به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی، آب ننوشیدی، این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم...

پی‌نوشت: حجاب ظاهری ریشه در عفاف درونی دارد.
کسی که بخواهد پاک باشد ،ظاهر و باطنش را باید یکی کند.آنان که بی قید و لاابالی اند،ولی میگویند "دلت پاک باشد"نمیدانند که پاکی دل در پاکی رفتار ومتانت و وقار نمایان میشود و از دل پاک،جز نگاه پاک بر نمی آید. از کوزه هموان برون تراود که دراوست.
نمی توان پذیرفت که از کسی عفونت گناه به مشام برسد،ولی مدعی باشد که دلش پاک است

khabarnegar.blogfa.com