مورتي، كريشنا؛ رهايي از دانستگي
اکثر ما در پی کسب رضایت ناشی از داشتن مقام و موقعیت اجتماعی هستیم، زیرا از اینکه «کسی» نباشیم، میترسیم. جامعه چنان پایهریزی شده است که هر شهروندی که مقامی دارد، با او به احترام بیشتری رفتار میشود. درحالیکه، شخصی که دارای مقامی نیست، توسط دیگران لگلدمال شده و به سویی پرتاب میشود. در دنیا هر انسانی به دنبال کسب موقعیت و مقامی در اجتماع یا در خانواده میگردد و مایل است که سمت راست خدا بنشیند. ضمناً این مقام میبایست توسط «دیگران» تشخیص داده شود، در غیر اینصورت، به هیچ عنوان، موقعیتی بهشمار نمیآید. ما باید همواره روی سکو بنشینیم. ما دروناً گردابی هستیم از بدبختی و شرارت و آنچه مایهی مسرت خاطر ماست، این است که بیرون از خود به عنوان یک چهرهی شناختهشده، مورد احترام و تحسین قرار گیریم. این اشتیاق برای کسب مقام اجتماعی، قدرت یا ستایش از سوی دیگران به عنوان موجودی برجسته، میلی است صرفاً برای تحت نفوذ قراردادن دیگران و این میل «تحت نفوذ قراردادن» خود، شکلی از تهاجم است. بهراستی علت این تهاجم چیست؟ علت آن، ترس است؛ آیا اینطور نیست؟
+ نوشته شده در 2011/11/5 ساعت توسط نوبخت
|