سلام من به ماه فاطمیه
به انتهای راه فاطمیه

 

سلام من به خانه دار حیدر
به خانه دار بی قرارحیدر
سلام من به بی قراری تو
سلام من به خانه داری تو
سلام من به حیدر غریبت
سلام من به اون همه شکیبت
سلام من به ناله ی هرشبت
سلام من به عفت زینبت
سلام من به نور عالمینت
سلام من به محضر حسینت
سلام من به روضه های کوچه
می خوام بگم ز ماجرای کوچه
تو کوچه ها با پسرت می رفتی
شاید براش از مرتضی می گفتی
غیردعا مردن چی کار می کردی
یا اینکه توی خونه کار می کردی
همش برا همه دعا می کردی
یه بار براخودت دعا نکردی
نمی دونم چرا تو رو نشناختن
باتو ومرتضی چرانساختن
قصه ی اون گدا هنوز یادمه
شب عروسی و دعا یادمه
با این همه مامی که تو داشتی
غیر یه خونه ی کوچیک نداشتی
اون خونه رم به آتیشش کشیدن
اونجا به اشک مرتضی خندیدن