روحانی: من رئیسجمهورم، نه لوبیای سحرآمیز! /طنز
در گفتوگو با رئیسجمهور منتخب مطرح شد
روحانی: من رئیسجمهورم، نه لوبیای سحرآمیز! /طنز
نمیدانید چه لذتی دارد آدم بنشیند جلوی «رئیسجمهور منتخب» گفتوگو کند. دکتر روحانی خوشاخلاق است. مدام لبخند میزند. خندههای او آدم را یاد علی کفاشیان میاندازد. با این تفاوت که لبخند کفاشیان دل را ریش میکند، ولی لبخند او دل میبرد. چنان آدم را نگاه میکند و لبخند میزند که آدم دلش میخواهد بگوید «ای جانم؛ قربونت بشم نمیخواد جواب بدی فقط از ما رو برنگردون». گفتوگوی ما راجع به مطالبات مردمی بود.
چه حسی دارید که انتخابات را با اقتدار بردهاید؟
احمدینژاد: این چه سوال کلیشهای بیمزهای است؟ الان مشکل ما این است؟ واقعا الان مشکل ما این است که آقای روحانی چه حسی دارد؟ ما باید به سوالات اساسی جامعه بپردازیم.
شما از کجا پیدایتان شد؟!
احمدینژاد: فعلا رئیس دولت منم، هر وقت صلاح بدانم خودم جواب میدهم.
ای بابا... آقای روحانی، مطالبات از شما آغاز شده است. بنده این مطالبات را با شما مطرح کرده و پاسخهای شما را به مردم منتقل میکنم. آمادهاید؟
ما هشت سال است که آمادهایم ولی سکوت کردهایم... بفرمائید.
هموطنی از ایالت آریزونای آمریکا با بیان اینکه آنجا هوا خیلی گرم است و عموما برخی مواضع جدی آنان عرقسوز میشود، پرسیده. آیا راهکاری برای این مسئله دارید؟
البته. ما تدبیر کردیم و راهکاری برای این مسئله جستیم. صادرات «پودر بچه» به ایالت آریزونا با ارز غیرمرجع. در زمان آقای خاتمی ما پودر بچه برای آنجایی که میسوزد تجویز میکردیم اما در هشت سال اخیر پودر بچه فراموش شد و مردم ترجیح میدادند آب را بریزند روی همانجایشان که میسوزد.
پرسیدهاند آیا میشود دلار را به قیمت زمان کریمخان زند برگردانید؟
(میخندد) ماجرای همان گنجشک عزیز است که میفرماید یک چیزی بگویید بگنجد!
خب آقای غرضی گفت میتواند.
بهشان بفرمایید بیا بگیر بزن.
عصبانی شدید؟
خیر عصبانی نشدم. با صدای رسا صحبت کردم. میگویم بهشان بفرمایید «گر تو بهتر میزنی بستان بزن».
بگذریم... یکی از روزنامهنگاران برجسته کشور پرسیدهاند آیا برنامهای برای بیآبرو کردن عربدهکشها و قدارهبندان جریان ورشکسته به اصطلاح اصلاحطلب دارید؟!
الان میبینم که آقای احمدینژاد گاهی حق داشت از آن ادبیات فاخر بهره ببرد. خدمت این دوستمان عرض میکنم آن موارد را لولو برد! بنده اعتدالگرا هستم؛ به این چیزها باید در هشت سال گذشته فکر میکردید! (دست و جیغ و هورای بلند مردم)
شهروند دیگری پرسیده آیا ممکن است آقای روحانی قوانین راهنمایی و رانندگی را تغییر دهند و دیگر سرعت 180 کیلومتربرساعت جریمه نداشته باشد؟
بنده حقوق خواندم، سرهنگ که نیستم سرعت خودرو را تعیین کنم.
گفتید «حقوق» یادم افتاد؛ برخی میپرسند شما که مثل اصلاحطلبان از احیای حقوق شهروندی حرف میزنید، کی حقوقش را به حسابمان واریز میکنید؟
جان؟!
یکی هم گفته قفل خانهشان خراب است کی درستش میکنید؟
بنده فقط کلید دارم، کلیدساز که نیستم!
همینطور دارد پیام میرسد! پرسیدهاند آخر سریال «کوزی و گونی» چه میشود؟ آیا ممکن است کاری کنید تیم ایران همین الان به جام جهانی 2022 هم صعود کند؟ چند هفته دیگر بستر مناسب برای کنسرت بریتنی اسپیرز در برج میلاد را آماده میکنید؟
شما رئیسجمهور انتخاب کردید، لوبیای سحرآمیز که نکاشتهاید!!