صــد بار اگــــر توبه شكستي باز آ
باز آ، باز آ، هــــر آنكه هستي باز آ گــــر كافر و گبر و بت پرستي باز آ
اين درگه ما، درگه نوميدي نيست صــد بار اگــــر توبه شكستي باز آ
وقتی به خوبیها و مهربانی های خدا می نگرم
بدیها و اشتباهات خود را مشاهده می کنم
و آنوقت که رحمت و بخشش بی منتهایش مرا نشانه میرود
بار شرمندگی گناهانم بیشتر از پیش بر دوشم سنگینی میکند
خدایا هر چه می دهی رحمت است و هر چه نمی دهی مصلحت
اگر مصلحت این است که هیچ چیز نداشته باشم راضیم به رضایت
ولی نظرت را از من مگیر
خدایا...
صفائی بود دیشب با خیالت خلوت من را / ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم
+ نوشته شده در 2010/12/9 ساعت توسط نوبخت
|