باز آ، باز آ، هــــر آنكه هستي باز آ         گــــر كافر و گبر و بت پرستي باز آ
اين درگه ما، درگه نوميدي نيست          صــد بار اگــــر توبه شكستي باز آ

وقتی به خوبیها و مهربانی های خدا می نگرم

بدیها و اشتباهات خود را مشاهده می کنم

و آنوقت که رحمت و بخشش بی منتهایش مرا نشانه میرود

بار شرمندگی گناهانم بیشتر از پیش بر دوشم سنگینی میکند

خدایا هر چه می دهی رحمت است و هر چه نمی دهی مصلحت

اگر مصلحت این است که هیچ چیز نداشته باشم راضیم به رضایت

ولی نظرت را از من مگیر

خدایا...

صفائی بود دیشب با خیالت خلوت من را / ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم